فهرست مطالب
ساختار و عملکرد کمپرسور پیستونی یکی از موضوعات کلیدی در شناخت سیستمهای تبرید و تجهیزات مورد استفاده در سردخانهها و تأسیسات برودتی است. کمپرسور بهعنوان قلب سیستم تبرید وظیفه فشردهسازی مبرد و به جریان انداختن آن در مدار را بر عهده دارد و نوع طراحی آن نقش مستقیمی در راندمان، مصرف انرژی و پایداری عملکرد سیستم ایفا میکند. در میان انواع مختلف کمپرسورها، مدل پیستونی به دلیل ساختار مکانیکی قابل اعتماد، توان فشردهسازی بالا و سازگاری با طیف گستردهای از مبردها، همچنان یکی از پرکاربردترین گزینهها در سیستمهای سرمایشی صنعتی و نیمهصنعتی محسوب میشود.
درک دقیق نحوه عملکرد این نوع کمپرسور مستلزم بررسی اجزای داخلی، نحوه حرکت پیستون در سیلندر و فرآیند مکش و تراکم گاز مبرد است. هر یک از این مراحل بر فشار، دمای مبرد و در نهایت بازده کلی سیستم تأثیر میگذارند. به همین دلیل آشنایی با ساختار و مکانیزم کاری کمپرسور پیستونی نهتنها برای مهندسان تأسیسات و تکنسینهای تبرید اهمیت دارد، بلکه برای بهرهبرداران سردخانهها و سیستمهای سرمایشی نیز به درک بهتر عملکرد تجهیزات و مدیریت بهینه آنها کمک میکند.
اجزای تشکیلدهنده کمپرسور پیستونی
کمپرسور پیستونی از مجموعهای از قطعات مکانیکی و کنترلی تشکیل شده است که بهصورت هماهنگ فرآیند مکش، فشردهسازی و تخلیه مبرد را در سیستمهای تبرید انجام میدهند. طراحی این اجزا بر اساس اصول مکانیک و ترمودینامیک انجام شده تا کمپرسور بتواند در شرایط فشار و دمای بالا عملکردی پایدار داشته باشد. هر قطعه در این ساختار وظیفه مشخصی دارد و کوچکترین اختلال در عملکرد آن میتواند راندمان کلی سیستم تبرید را کاهش دهد.
در واقع، عملکرد صحیح کمپرسور پیستونی نتیجه تعامل دقیق میان اجزایی مانند سیلندر، پیستون، میللنگ، شاتون، سوپاپها و سیستم روغنکاری است. این قطعات با تبدیل انرژی مکانیکی موتور به حرکت رفتوبرگشتی و ایجاد تغییر حجم در محفظه تراکم، باعث فشرده شدن گاز مبرد و حرکت آن در مدار تبرید میشوند. شناخت دقیق اجزای تشکیلدهنده کمپرسور نهتنها در درک بهتر مکانیزم عملکرد آن اهمیت دارد، بلکه برای نگهداری اصولی، تشخیص خرابیها و افزایش طول عمر تجهیزات نیز ضروری است.
سیلندر و پیستون؛ هسته اصلی فرآیند تراکم
سیلندر فضای بستهای است که پیستون درون آن حرکت رفتوبرگشتی انجام میدهد و همین تغییرات حجم، اساس عملکرد کمپرسور پیستونی را تشکیل میدهد. جنس سیلندر معمولاً از چدن آلیاژی یا فولاد سختکاریشده انتخاب میشود تا در برابر سایش ناشی از حرکت مداوم پیستون و فشارهای بالا مقاومت کافی داشته باشد. دقت ساخت داخلی سیلندر و صافی سطح آن نقش مستقیم در راندمان حجمی و کاهش اصطکاک دارد. پیستون نیز بهگونهای طراحی میشود که در عین داشتن وزن کم، تحمل فشار بالا را داشته باشد. طراحی شیارهای رینگ، ضخامت تاج و آلیاژ بدنه، همگی بر عملکرد نهایی اثرگذارند. حرکت صحیح پیستون در سیلندر نهتنها فرآیند تراکم را پایدار میکند، بلکه از تولید گرمای اضافی و بار مکانیکی غیرضروری جلوگیری مینماید.
میللنگ و شاتون؛ تبدیل انرژی دورانی به حرکت خطی
میللنگ مهمترین قطعه انتقالدهنده نیرو در کمپرسورهای پیستونی است. این قطعه با تبدیل انرژی دورانی موتور الکتریکی به حرکت رفتوبرگشتی، امکان تراکم مداوم مبرد را فراهم میکند. شکلگیری نیروهای اینرسی، بالانس وزنی و کیفیت تراشکاری میللنگ، بر میزان لرزش و طول عمر یاتاقانها تأثیر مستقیم دارد. شاتون رابط میان پیستون و میللنگ است و باید در برابر تنشهای خمشی و فشاری مداوم مقاومت داشته باشد. ساختار دقیق شاتون تعیین میکند نیرو چگونه به پیستون منتقل شود و چه مقدار اصطکاک و سایش به وجود آید. خرابی این قطعه معمولاً با افزایش صدا و لرزش همراه است و یکی از نقاط حیاتی در نگهداری کمپرسور محسوب میشود.
سوپاپهای مکش و دهش؛ کنترلکننده مسیر جریان مبرد
سوپاپهای مکش و دهش وظیفه دارند جریان ورودی و خروجی مبرد را در زمان مناسب هدایت کنند. این سوپاپها معمولاً از صفحات فنری یا دیسکی تشکیل میشوند که تنها در شرایط اختلاف فشار خاص باز و بسته میشوند. کیفیت و سرعت واکنش این سوپاپها بر میزان برگشت گاز و راندمان کمپرسور تأثیر تعیینکننده دارد. در صورت عملکرد نادرست سوپاپها، ظرفیت واقعی کمپرسور کاهش مییابد و فشار مکش و دهش از محدوده استاندارد خارج میشود. به همین دلیل تولیدکنندگان از متریال مقاوم در برابر ضربه و دمای بالا استفاده میکنند تا پایداری عملکرد حفظ شود. تنظیم مناسب سوپاپها باعث میشود جریان عبوری مبرد بدون افت فشار اضافی انجام شود.
رینگهای پیستون و سیستم آببندی
رینگهای پیستون وظیفه آببندی بین سیلندر و پیستون را بر عهده دارند. این رینگها مانع از فرار گاز مبرد از فضای تراکم شده و همچنین از نفوذ روغن به بخش بالایی سیلندر جلوگیری میکنند. طراحی دقیق این رینگها و انتخاب آلیاژ مناسب، تأثیر مستقیمی بر راندمان حجمی کمپرسور دارد. در صورت فرسودگی رینگها، نشتی گاز افزایش مییابد و کمپرسور مجبور به کارکرد طولانیتر برای رسیدن به فشار مورد نیاز خواهد شد. این اتفاق علاوه بر افزایش مصرف انرژی، دمای کاری و فشار روی موتور را بالا میبرد. سرویس دورهای و بررسی سلامت رینگها از اصول نگهداری پیشگیرانه کمپرسورهاست.
کارتر و سیستم روغنکاری
کارتر محل ذخیره روغن کمپرسور و نقطه شروع گردش روانکار است. وجود روغن باکیفیت و گردش صحیح آن برای جلوگیری از سایش و کاهش اصطکاک قطعات متحرک ضروری است. سیستم روغنکاری میتواند پاششی، ترکیبی یا مجهز به پمپ اجباری باشد که در نوع سردخانهای معمولاً از روش پمپ اجباری استفاده میشود. در صورت افت فشار روغن یا کاهش کیفیت آن، قطعاتی مانند میللنگ، یاتاقان و شاتون دچار آسیب میشوند و کمپرسور احتمالاً دچار قفل مکانیکی خواهد شد. به همین دلیل کمپرسورهای صنعتی مجهز به کنترلکننده فشار روغن هستند که در صورت کاهش فشار، سیستم را بهصورت اضطراری متوقف میکنند.
مکانیسم و سیکل تراکم کمپرسور پیستونی
مکانیسم عملکرد کمپرسور پیستونی بر پایه تبدیل حرکت دورانی موتور به حرکت رفتوبرگشتی پیستون و ایجاد تغییرات حجم درون سیلندر شکل میگیرد. این تغییرات حجم باعث ایجاد اختلاف فشار شده و شرایط لازم برای مکش، تراکم و تخلیه مبرد را فراهم میکند. درک نحوه اجرای این سیکل برای تحلیل راندمان، تشخیص اختلالات عملکردی و انتخاب کمپرسور مناسب در سیستمهای تبرید صنعتی اهمیت حیاتی دارد. سیکل تراکم در کمپرسورهای پیستونی شامل سه فاز اصلی است که به صورت پیدرپی و با دقت مهندسی بالا انجام میشوند تا فشار و دمای مبرد به سطح موردنیاز سیستم برسد.
عملکرد صحیح این سیکل وابسته به هماهنگی کامل میان پیستون، سوپاپهای مکش و دهش، میللنگ و فضای تراکم است. هرگونه اختلال در باز شدن سوپاپها یا تغییر در حرکت پیستون میتواند راندمان حجمی را کاهش داده و باعث افزایش دمای تخلیه یا رشد مصرف انرژی شود. به همین دلیل شناخت جزئیات این سیکل، پایه فهم رفتار کمپرسور در شرایط بارهای مختلف و عوامل مؤثر بر عملکرد واقعی آن است.
بیشتر بدانید: خرید انواع کمپرسور از هوشمند سرما
مرحله مکش؛ آغاز ورود مبرد به سیلندر
در ابتدای حرکت پیستون به سمت پایین، حجم محفظه سیلندر افزایش یافته و فشار داخل آن کمتر از فشار خط ساکشن میشود. این اختلاف فشار سبب باز شدن سوپاپ مکش و ورود مبرد کمفشار به داخل سیلندر میگردد. طراحی دقیق مسیر ورودی و واکنش سریع سوپاپها در این مرحله بسیار مهم است؛ زیرا هرگونه تأخیر یا افت فشار باعث کاهش راندمان حجمی و ورود ناکافی مبرد خواهد شد. در سیستمهای صنعتی، کیفیت تبخیر مبرد و طول مسیر لولهکشی ساکشن نیز بر عملکرد مرحله مکش تأثیر میگذارد. وجود قطر نامناسب لوله یا تجمع روغن میتواند جریان ورودی را مختل کرده و باعث افزایش دمای تخلیه در مراحل بعدی شود. بنابراین مرحله مکش، پیشزمینه کیفیت کل سیکل تراکم است.
مرحله تراکم؛ افزایش فشار و دمای مبرد
وقتی پیستون حرکت صعودی خود را آغاز میکند، حجم سیلندر کاهش یافته و فشار مبرد داخل آن بهتدریج افزایش مییابد. در این مرحله سوپاپ مکش بسته باقی میماند تا از بازگشت گاز جلوگیری شود و انرژی فشاری در محفظه محبوس شود. افزایش فشار باعث بالا رفتن دمای گاز مطابق با قوانین ترمودینامیک میشود و این موضوع اهمیت انتخاب صحیح مبرد و جنس قطعات داخلی را دوچندان میکند. فشار نهایی که در پایان مرحله تراکم به آن میرسیم وابسته به دمای کندانسور، نوع مبرد و نسبت تراکم کمپرسور است. هرگونه اختلال در این مرحله مانند وجود روغن اضافی در سیلندر یا محدودیت در مسیر گاز میتواند موجب ضربه مکانیکی (Liquid Hammer) یا افزایش بیش از حد دمای تخلیه شود. این مرحله یکی از حساسترین مراحل کاری کمپرسور پیستونی است.
مرحله تخلیه؛ خروج گاز فشردهشده و پایان سیکل
وقتی فشار داخل سیلندر از فشار خط دیسشارژ بیشتر شود، سوپاپ دهش باز شده و مبرد داغ و پرفشار به سمت کندانسور رانده میشود. طراحی صحیح مسیر خروجی و کیفیت ساخت سوپاپ دهش نقش مهمی در جلوگیری از افت فشار اضافی دارد. اگر سوپاپ دیر باز شود یا حرکت آن روان نباشد، کمپرسور انرژی بیشتری مصرف کرده و قابلیت تخلیه بهینه را از دست میدهد. در لحظه پایان کورس تراکم، بخش کوچکی از گاز در فضای مرده سیلندر باقی میماند که به آن Clearance Volume گفته میشود. وجود این حجم ثابت ضروری است اما اگر بیشازحد زیاد باشد، راندمان حجمی کاهش یافته و ظرفیت واقعی کمپرسور افت میکند. پس از تخلیه، پیستون دوباره حرکت نزولی خود را آغاز میکند و سیکل بعدی مکش آغاز میشود.
انواع کمپرسورهای پیستونی
کمپرسورهای پیستونی بسته به طراحی مکانیکی، تعداد مراحل تراکم، آرایش سیلندر و شرایط کاری به چند گروه تخصصی تقسیم میشوند. این تنوع باعث میشود بتوان از کمپرسورهای پیستونی در طیف وسیعی از سیستمهای تبرید، از یخچالهای صنعتی تا سردخانههای بزرگ و سیستمهای فشار بالا استفاده کرد. انتخاب نوع درست کمپرسور، تأثیر مستقیمی بر راندمان انرژی، ظرفیت خنککنندگی، استهلاک قطعات و هزینههای عملیاتی دارد. هر گروه از کمپرسورهای پیستونی با توجه به نیازهای متفاوتی مانند فشار کاری، حجم جابجایی، کیفیت تراکم، قابلیت تحمل دما و ساختار مکانیکی طراحی شدهاند. در ادامه، مهمترین انواع این کمپرسورها را با توضیحات فنی و کاربردی بررسی میکنیم.
کمپرسور پیستونی تکمرحلهای (Single Stage)
کمپرسور تکمرحلهای تنها یک بار عملیات تراکم را داخل یک سیلندر انجام میدهد. در این مدل، مبرد از مرحله مکش وارد سیلندر شده و پس از یک سیکل تراکم، مستقیماً به خط دهش منتقل میشود. این طراحی ساده، هزینه ساخت و نگهداری را کاهش میدهد و برای سیستمهایی با فشارهای پایین تا متوسط مناسب است. راندمان حرارتی آن در بارهای سبک قابل قبول است و در فضاهای کوچک بهراحتی قابل نصب میباشد. با این حال، در فشارهای بالا راندمان این نوع کمپرسورها کاهش مییابد، زیرا افزایش دما در یک مرحله باعث افزایش تلفات انرژی و فشار روی قطعات میشود. به همین دلیل کمپرسورهای تکمرحلهای معمولاً در کاربردهایی مانند چیلرهای کوچک، یخچالها، و برخی سردخانههای کمعمق استفاده میشوند که نیاز به تراکم چندمرحلهای ندارند.
کمپرسور پیستونی دومرحلهای (Two Stage)
در کمپرسورهای دومرحلهای عملیات تراکم در دو مرحله جداگانه انجام میشود. مبرد ابتدا در مرحله اول تا فشار میانی فشرده شده، سپس وارد مبدل بینمرحلهای (Intercooler) میشود تا دما کاهش یابد. پس از خنککاری، مبرد وارد مرحله دوم شده و تا فشار نهایی سیستم فشرده میشود. این ساختار باعث کاهش دمای تخلیه و افزایش راندمان حجمی میگردد، بهویژه در کاربردهای صنعتی با نسبت تراکم بالا. مزیت اصلی این کمپرسورها کنترل بهتر دما و فشار در مراحل مختلف تراکم است که علاوه بر کاهش استهلاک قطعات، مصرف انرژی را نیز کاهش میدهد. استفاده از این مدل در صنایع سردخانهای بزرگ، سیستمهای تبرید با دمای پایین (Low Temp) و کاربردهای سنگین بسیار رایج است.
کمپرسورهای پیستونی با آرایش سیلندر خطی (In-Line)
در این طراحی، سیلندرها بهصورت پشتسرهم در یک خط افقی یا عمودی قرار میگیرند. این آرایش معماری سادهتری دارد و نگهداری آن آسانتر است. کمپرسورهای خطی به دلیل توزیع یکنواخت نیرو و دسترسی راحت به قطعات، انتخاب مناسبی برای سیستمهایی هستند که تعمیر و سرویس منظم در آنها اهمیت دارد. این نوع کمپرسورها معمولاً در ظرفیتهای کوچک تا متوسط تولید میشوند و لرزش کمی ایجاد میکنند. با این حال، در ظرفیتهای خیلی بالا محدودیت دارند، زیرا طول میللنگ و شاتون افزایش یافته و تعادل دینامیکی دشوارتر میشود.
کمپرسورهای پیستونی V-Type
کمپرسورهای V-Type دارای دو یا چند سیلندر هستند که در زاویهای مشخص نسبت به هم قرار گرفتهاند و شکل V تشکیل میدهند. این طراحی باعث کاهش فضای اشغالشده و افزایش تعادل مکانیکی میشود. توزیع نیرو در این آرایش بهتر بوده و میزان لرزش نسبت به کمپرسورهای خطی کمتر است. به همین دلیل در سیستمهای بزرگ و صنعتی بسیار مورد استفاده قرار میگیرند. در این نوع کمپرسورها ظرفیت جابجایی بالا بوده و امکان نصب مرحله دوم تراکم یا استفاده از دو دهش مستقل وجود دارد. کمپرسورهای V-Type در سردخانههای صنعتی، چیلرهای بزرگ و سیستمهای تبرید با بارهای سنگین کاربرد گسترده دارند.
کمپرسور پیستونی سربسته (Hermetic)
در مدل هرمتیک، موتور و کمپرسور در یک محفظه کاملاً بسته قرار گرفته و هیچگونه امکان باز کردن یا تعمیر قطعات داخلی وجود ندارد. این ساختار باعث جلوگیری از نشتی مبرد و کاهش خطرات ناشی از ورود رطوبت و هوا به سیستم میشود. کمپرسورهای هرمتیک معمولاً برای مبردهای خاص و ظرفیتهای پایین تا متوسط تولید میشوند. مزیت مهم این نوع، سطح صدای پایین و عمر کاری خوب در شرایط بار ثابت است. اما در صورت خرابی قطعات داخلی، نیاز به تعویض کامل کمپرسور وجود دارد. کاربرد عمده کمپرسورهای هرمتیک در یخچالها، فریزرها و سیستمهای کوچک تبریدی است.
کمپرسور پیستونی نیمههرمتیک (Semi-Hermetic)
در این نوع، کمپرسور و موتور در یک محفظه مشترک قرار دارند اما طراحی محفظه امکان بازکردن کامل، سرویس داخلی و تعویض قطعات را فراهم میکند. این ساختار ترکیبی از مزایای مدلهای باز و بسته است و در صنایع تبریدی حرفهای بهطور گسترده استفاده میشود. کمپرسورهای نیمههرمتیک راندمان بالا، قابلیت تعمیر، مقاومت در برابر بارهای سنگین و سازگاری با مبردهای مختلف را ارائه میدهند. این مدلها مناسب سردخانهها، فروشگاههای زنجیرهای، کارخانههای فرآوری مواد غذایی و چیلرهای صنعتی هستند.
پارامترهای عملکردی و بهینهسازی انرژی
عملکرد کمپرسور پیستونی تحت تأثیر مجموعهای از پارامترهای فنی است که هرکدام نقش مستقیمی در راندمان انرژی، ظرفیت تراکم، طول عمر تجهیزات و پایداری سیستم تبرید دارند. شناخت این پارامترها باعث میشود بتوان رفتار واقعی کمپرسور را در شرایط عملیاتی مختلف تحلیل کرد و با اعمال تنظیمات و اصلاحات مناسب، مصرف انرژی را بهطور محسوس کاهش داد. بهینهسازی انرژی در کمپرسورهای پیستونی تنها به کاهش بار الکتریکی محدود نمیشود؛ بلکه شامل بهبود راندمان حجمی، کاهش تلفات حرارتی، کنترل دمای تخلیه، مدیریت روغنکاری و تنظیم فشارهای کاری نیز هست. در ادامه، مهمترین پارامترهای عملکردی و روشهای تخصصی بهینهسازی انرژی را بررسی میکنیم.
راندمان حجمی (Volumetric Efficiency)
راندمان حجمی نشاندهنده نسبت حجم واقعی گاز مکششده به حجم تئوریک سیلندر است. عامل اصلی کاهش راندمان حجمی وجود حجم کلیرانس، بازگشت گاز گرم، نشت از رینگها و عملکرد نامناسب سوپاپهای مکش و دهش است. هرچه راندمان حجمی پایینتر باشد، کمپرسور مجبور است سیکلهای بیشتری انجام دهد تا ظرفیت لازم را تولید کند که این موضوع موجب افزایش مصرف انرژی میشود. برای بهینهسازی راندمان حجمی، تنظیم صحیح سوپاپها، انتخاب رینگهای باکیفیت، کاهش فشار مکش غیرضروری و خنککاری مناسب مبرد اهمیت دارد. در سیستمهای صنعتی، نصب اکونومایزر یا سوپرهیت کنترلشده به بهبود راندمان حجمی کمک میکند و دمای مکش را تا حد استاندارد کاهش میدهد.
نسبت تراکم (Compression Ratio)
نسبت تراکم یکی از کلیدیترین پارامترهای تعیینکننده مصرف انرژی است و از تقسیم فشار تخلیه به فشار مکش بهدست میآید. هرچه نسبت تراکم افزایش پیدا کند، توان موردنیاز موتور بهطور غیرخطی رشد میکند و دمای تخلیه نیز بالا میرود. در سیستمهای تبریدی، مدیریت نسبت تراکم برای جلوگیری از سوختن سیمپیچ موتور، گرمشدن بیشازحد روغن و کاهش عمر قطعات ضروری است. روشهای کاهش نسبت تراکم شامل تمیز نگهداشتن کندانسور، کنترل فشار کندانسور با فنهای دور متغیر، کاهش طول لولهکشی، جلوگیری از افت فشار در خط مکش و استفاده از سیستم تراکم دومرحلهای برای فشارهای بالا است. این اصلاحات میتوانند مصرف انرژی را بین ۱۰ تا ۲۵ درصد کاهش دهند.
دمای تخلیه (Discharge Temperature)
دمای تخلیه یکی از شاخصهای اصلی سلامت کمپرسور است. دمای بالای تخلیه باعث تخریب روغن، کاهش خاصیت روانکاری، کربنیزه شدن سوپاپها و ایجاد تنش حرارتی در سیلندر میشود. بالا بودن دما معمولاً نتیجه نسبت تراکم زیاد، کمبود مبرد، انسداد مسیر مکش یا عملکرد نادرست سیستم خنککاری است. برای کنترل دمای تخلیه، تنظیم سوپرهیت، اطمینان از شارژ مناسب مبرد و انتخاب مبرد با نسبت تراکم کمتر، تأثیر قابلتوجهی دارد. همچنین استفاده از اینترکولر در کمپرسورهای دومرحلهای یکی از مؤثرترین روشها برای کاهش دمای نهایی تراکم است.
توان مصرفی و راندمان موتور
توان مصرفی کمپرسور تابعی از بار مکانیکی، فشار کاری، راندمان موتور و کیفیت برق ورودی است. عدم توازن فازها، افت ولتاژ یا کثیف بودن کویل کندانسور میتواند بار موتور را افزایش دهد. در کمپرسورهای بزرگ، استفاده از موتورهای با راندمان بالا (High Efficiency Motors) نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی دارد. همچنین استفاده از درایو کنترل دور (VFD) این امکان را فراهم میکند که ظرفیت کمپرسور با بار واقعی سیستم هماهنگ شود. کنترل دور کمپرسور در بسیاری از سردخانهها مصرف انرژی را تا ۳۰ درصد کاهش میدهد و عمر مکانیکی قطعات را افزایش میدهد.
انتخاب صحیح روغن و کیفیت روانکاری
روغنکاری مناسب باعث کاهش اصطکاک، کاهش دما و جلوگیری از سایش قطعات متحرک میشود. روغن باکیفیت کمتر تجزیه میشود و کارایی فیلم روانکار بین رینگ و سیلندر را افزایش میدهد. در صورت افت کیفیت روغن، کمپرسور دچار بار اضافی، افزایش مصرف انرژی و افزایش دمای تخلیه میشود. استفاده از فیلتر روغن مناسب، کنترل منظم فشار روغن، و انتخاب گرانروی روغن مطابق استاندارد سازنده از روشهای مهم در بهینهسازی عملکرد هستند. همچنین جلوگیری از ورود مبرد به کارتر (Oil Dilution) نقش مهمی در حفظ راندمان دارد.
مدیریت بار و کنترل ظرفیت
یکی از مؤثرترین روشهای کاهش مصرف انرژی، کنترل ظرفیت کمپرسور است. کمپرسورهای مجهز به سیستمهای کنترل ظرفیت مانند Unloading، تغییر کورس پیستون یا کنترل دور موتور، میتوانند بار را متناسب با نیاز واقعی تنظیم کنند. این کار علاوه بر کاهش هزینه انرژی، باعث جلوگیری از خاموشروشن شدنهای مکرر میشود که برای موتور بسیار مضر است. سیستمهای کنترل ظرفیت مدرن، امکان تنظیم بار در محدوده ۱۰ تا ۱۰۰ درصد را فراهم میکنند تا سیستم تبرید در حالت پایدار و کممصرف باقی بماند.